تبليغاتX
هشل الهفت

هشل الهفت

علت اينکه زنبورها اين قدر وزوز مي کنند اين است که بلد نيستند حرف بزنند...

 

من ۹ دختر دارم و ۴ پسر... این ها را دارم ولی خب زن ندارم.

بچه هایم اسم هم دارند ... همه شان را "تو" صدا می کنم...اما راستش را بخواهید من زن ندارم!

من سالی یکبار می روم و بچه ای می خرم و فروشنده هر بار می گوید برای نوه تان می خواهید؟ و من هم یک دروغی دیگر و باز یک بچه ی دیگر...

آن روزها خر کله ام را گاز گرفته بود انگار...خوب یادم هست که می نشستیم با دوستان روی این پله آبی های جلوی خانه مان و از خوش تیپی هم خر کیف٬ منتظر دختری که بیاید و خود پیشنهاد بدهد... البته یادم هست که دوستانم همه زن گرفتند و من هنوز هم فکر می کنم آنها عر عر کردند و خودشان پا پیش گذاشتند...بگذریم یه هر حال شما اگر راستش را بخواهید من زن ندارم...

من... فقط ۱۳ بچه دارم که  سالی یکبار فروشنده ای غیر همخوابی یکی دیگر را می زاید!

چای و بیسکویت بفرمایید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 9:59  توسط هاکسی  | 

سن بالا هستم!!اما خب دقیقا نمی دانم چند سال

آخر آن روزها شناسنامه ی درست و درمان نمی زدند که... من فکر کنم شناسنامه ی برادرم (که سر 5 سالگی اش مرد) را داشته باشم...البته دقیق یادم نیست...شاید هم برعکسش باشد...نمی دانم!

من...تمام آن روزها را یادم هست...آن روزها که برای خودم آدمی بودن...زن ندارم!! گاهی به سرم می زند بروم در همین سایت های دوست یابی و ... والله!! مگه من دل ندارم؟!

اینجا می نویسم... از همین چیز هایی که شما می نویسید...از همین قرطی بازی های عشق و عاشقی هم می نویسم گاهی! فوتبال هم دوست دارم... تازگی ها قرار است بروم و ایتالیایی شوم برای تنوع!

من می نویسم...از هر چیزی که عقلم اجازه بدهد... هاکسی اسم با نمکی است! امیدوارم آنقدر بد سلیقه نباشید که حرفم را رد کنید!!

من می نویسم ... باید بنویسم... این از سیگار هم برایم بهتر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 15:14  توسط هاکسی  | 

 

یک چیز را من امروز روشن می کنم!

با همین دهانی که بوی گند می دهد

می دانی؟

من سالهای سال زخم باز بین پاهایم داشتم

...

اینجا تکرار تاریخ است...تاریخی که روزی خودم قلمش می زدم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 12:56  توسط هاکسی  |