¤
خواب های پریشانم را٬ قورت می دهم.
حرفهای پریشانت را هم
دست به دست
سر به سر
...نمی توانم!
به قول خودت
و تمام ِ مادرهایت
من
تنها
لقمه های قدِ دهانم را ٬ قورت باید بدهم! *
... **
*: دستِ من نبود! خودش اینجوری شد... آن خط خطی های ترانه وار ِ بالا را می گویم!
**: هر کس دوست داشت برای این قسمت چیزی بنویسد!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 9:43  توسط هاکسی
|
